چون تربيت يافته خانواده اي مذهبي بودند در مدت اقامت در امريكا فعاليت چشمگيري در انجمن اسلامي دانشجويان ايراني مقيم امريكا و كانادا داشتند و در برگزاري جلسات سخنراني و راه پيمايي هاي عليه رژيم نقش موثري داشتند و در نامه هايي كه مي فرستاد سوغاتي كه مي خواست قرآن بود و نهج البلاغه .

او از خانواده ثروتمندي نبود كه در ناز و نعمت پرورده شود خود مستضعف بود كه كاملا به حال مستضعفين آگاه كه اينكه در دوران تحصيلي در خارج براي هزينه تحصيلي خود مجبور بود كه شبها با كار طاقت فرسا در يكي از بمب بنزينها و يا كارهاي متفرقه ديگر مشغول به كار باشد .تااينكه در سال 1358پس از اخذ دوره مهندسي راه و ساختمان به وطن اسلامي خويش بازگشت و پس از ورود به ايران با توجه به علاقه خدمت به انقلاب اسلامي در جهاد سازندگي چهارمحال و بختياري مشغول به خدمت شدند و پس از آن مسئول دفتر عمران امام و سپس مسئول فرمانداري شهرستان بروجن گرديدند و در اين مدت شبانه روز در خدمت مستضعقين منطقه قرار گرفتند و با توجه به شناختي كه مسئولين امردر مدت خدمت نامبرده بدست آورده بودند به علت نياز به افراد متعهد درمنطقه كردستان پيشنهاد معاونت عمراني استانداري آذربايجان غربي راپذيرفت بنا به مسئوليت اسلامي خويش به آن منطقه مهاجرت نمودند و پس از مدت نزديك به يكسال خدمت صادقانه در 12بهمن ماه در شروع دهه فجر در سال 1361بدست منافقان كوردل و مزودر آمريكايي در بين راه تكاب به مهاباد در حين انجام انجام ماموريت به درجه رفيع شهادت نايل آمدند و به لقا الله پيوست .

وي در سال 1360در بروجن ازدواج نمود و ثمره اين ازدواج يك فرزند شش ماه به نام مهدي است

«گوشه اي از خصوصيات اخلاقي شهيد نيكخواه از زبان يكي از ياران صميمي اش درآمريكا »

 

سخن را بنام خداوند تبارك و تعالي آغازمي كنم كه كه خونبهاي همه عشاق و شهداست .دراين چند سخن مي خواهم شمه اي از زندگي يك برادر عزيز و يك مجاهد في سبيل الله يار امام امت و همدرد مستضفان و محرومان و پاسداري از اسلام يعني مهندس غلامعلي نيكخواه را برايتان بازگويي كنم هر چند كه صحبت در مورد اين چنين بزرگان كه در پيشگاه خداوند از درجه و مقام والايي برخورددار هستند مشكلي اسا ولي اميد است كه بتوانم آنچه در زندگي كوتاه و دوستي با او داشته ام طوري ادا كنم كه  حق مطلب در باره اخلاق حسنه او ادا شده باشد .

غلامعلي راآنطور كه در دنياي كفر و بي بندو باري و مصرفي آمريكا ديدم و مدت سه سال هم افتخار هم خانگي و همدرسي و دوستي برادرانه و عقيدتي با او داشتم مجاهدي يافتم كه همچون ابوذر بود يار علي و محبوب خاص وعام عابدي درستكار و راستگو كه دراين خصائل شهره همه دانشجويان بود حرفهاي گرم و مهربانش همراه با خنده هاي هميشگي با يك صفاي باطني همراه بود و چون از محزن عشق و علاقه او به خدا و مردم سرچشمه مي گرفت همچون يك آيه در دلهاي مردم نقش مي بست .دوستان و همسنگران او در انجمن اسلامي امريكا و كانادا چنان شيفته اخلاق حسنه او شده بودند كه نمي توانستند دوري اين برادر را حتي براي چند ساعت تحمل نمايند و درتمام كارهاي روزمره و عادي خود فردي جدي و كوشا بود و هرگز خستگي و سستي در چهره مردانه اومشاهده نمي شد او دانشجويي زنده و هميشه درتمام دروس شاگرد اول كلاس بود و مي گفت ما آمديم كه چيزي براي ميدم محروم كشورمان بياموزيم و براي آنها به ارمغان ببريم نيامده ايم كه هر چه را كه با خود داشته ايم از دست بدهيم او در جوي كه حتي اظهار به تدين هم درآنجا از نشانه هاي كوتاه فكري و ارتجاع قلمداد ميشد با افتخار نماز و قرآن مي خواند حتي من نديدم كه يك مرتبه نماز خود را به قضا بخواند و چون محبوب عموم دانشجويان بود در خصوصيات اخلاقي آنطوري بود كه حتي دشمن اسلام نمي توانستند بر روي او موضع بگيرند و صداقت او باعث جذب عده زيادي به گرايش فكري او كه همانا اسلام راستين فقاهتي بود بشوند .

اين مجاهد شهيد علاوه بر درس و ككار طاقت فرسا بقيه اوقات خود را صرف نوشتن مقاله و تهيه سخنراني و تفسير قرآن جهت اجراي جلسات انجمن اسلامي مي كرد خيلي كم مي خوابيد شايد يكي دو ساعت براي او در مدت 24ساعت كافي بود همه دوستان از اين چنين استقامتي به شگفت آمده بودند و بارها هم اين مطالب را به او گفتند و او در جواب بدون اينكه بگويد كار كرده ام ميخنديد در دوران انقلاب جهت تكثير و نشر سخنان امام خميني تلاش زيادي مي كرد چه شبها كه تا صبح كار مي كرد و روز بعد از درسهاي دانشگاه تمام وقت جهت انتشار و توزيع پيام امام از پا نمي نشست .يادم نمي رود در22بهمن كه انقلاب به پيروزي رسيد چنان شادي مي كرد كه هدف او از درس خواندن هر چه سريعتر بازگشت به وطن بود تابتواند از آن چه اندوخته است درراه رهايي مردم محروم منطقه خود كه سالهاي از نزيك شاهد استضعاف آنها بود بكار بندد .يادم نمي رود روزي كه تحصيلات اين شهيد عزيز به پايان رسيده بود همه برادران نگران بودند كه ياور و همكار و دوستي مهربان رااز دست مي دهند و از طرفي خوشحال بودند كه ايشان به وطن اسلامي باز ميگردند و كمكي به مردم محروم جامعه خود ميكند دوستان ايشان علي رغم مخالفت ايشان فارع التحصيلي وي را جشن گرفتند و به او گفتند اگر ميشود بمان و ادامه تحصيل بده .اوگفت من در ايران بيشتر مي توانم منشا اثر باشم و حتي به او پيشنهاد مي كردند كه لااقل پذيرش جهت ادامه تحصيل بگيرد كه در مورد تمايل بازگردد او مي گفت من پذيرش نمي گيرم كه شيطان نمي تواند مرا وسوسه كند كه دوباره از اين مردم خدمتگزار كه لياقت همه چيز مرا دارند دور شوم .او هميشه مي گفت :ملت ما نشان داده ايد كه شايسته خدمت هستند حال اين خدمت بهر طريقي كه باشد فرق نمي كند بايد بجاي وقت گذارني كاركرد تاشايد بتواند دردي از آنها را دوا نمود .حرف زدن و بازي كردن با افكار روشنفكرانه نمي تواند مارا در برابر ابر قدرتها پيروز سازد آنچه مي تواند مارا به پيروزي قطعي برساند اندوختن تجربه و علم و بكارگرفتن آن در جامعه تحت سيستم خودمان است .او يك عالم با عمل بود او مي گفت مال بايستي بخاطر خدا باشد و اجرو مزد در رابطه با خداست كه معني مي گيرد و گرنه مزد دنيا براي دنيا باقي مي ماند .خدايا تو مي داني كه اين شهيد چقدر به لقاي تو عشق مي روزيد .عمر كوتاه و گهربار اين شهيد حاوي درسهاي زيادي براي ديگر ياران و برادران او بود .

اميداست كه دوستان و برادران ايشان لياقت آنرا داشته باشند كه بتوانند همسنگر و ادامه دهنده راه ايشان باشند .كور دلان و خود فروختگان وابسته بدانند كه اسلحه كه در دست اين مجاهد خستگي ناپذير بود و افتاد هرگز نمي گذاريم كه سرد شود .

با افتخار آنرا به دوش مي كشيم .درختي كه او نشاند و كوردلان و منافقان نگذاشتند به ميوه بنشيند به خون پاكش سوگند مي خوريم كه در راه به ثمر رسيدن شجره مايبه عشق و ايمان او از هيچ كوششي دريغ ننموده و راهش راادامه خواهيم داد تاروحش در رضوان شاد و در روز قيامت با افتخار از او در خواست شفاعت به پيشگاه خداوند را بنمائيم .

والسلام

روحشان شاد و يادشان گرامي باد