در هر صورت و به هر علتي كه يك نامه نگاشته مي شود نشان از توجه نويسنده به شخصي دارد كه برايش نامه مي نويسد.

مطالبي كه به مناسبت دهه فجر از امروز در اين ستون مي آيد مشتمل بر قسمتي از نامه هايي است كه به زبان انگليسي براي حضرت امام خميني (ره ) نگاشته و ارسال شده و در كتابي تحت عنوان « امام خميني مخاطبي جهاني » به همت موسسه نشر آثار امام به چاپ رسيده تا علاقه مندان بتوانند با مطالعه اين نامه ها امام را اين بار از منظر نگاه جهانيان ببينند و هر چه بيشتر با ابعاد مختلف شخصيت ايشان آشنا شوند.

با نگاهي عمومي به كليه نامه ها مي توان وسعت گسترده مخاطبان رااز نظر مكاني دريافت . با اينكه اين مجموعه فقط به نامه هاي مربوط به كشورهاي اروپايي و آمريكايي مي پردازد ولي باز هم تنوع مليت نگارندگان قابل توجه است .

از نكات مهمي كه در اين مجموعه به چشم مي خورد مساله سبك نامه نگاري نويسندگان است . در ميان نامه ها مي توان به نامه هاي زيادي دست يافت كه متني صريح و صميمي دارند كه اين مساله نشان از احساس صميمت نزديكي و راحتي نويسنده با حضرت امام دارد و اين در حالي است كه ايشان بيش از 70 سال سن داشتند و در جايگاه رهبري يك جامعه بودند .

با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني (ره ) وموج گسترده اي كه اين رويداد در كل جهان به وجود آورد افكار عمومي مردم دنيا تحت تاثير قرار گرفت و همه كنجكاو بودند بدانند كه اين انقلاب تا كجا مي تواند دوام پيدا كند. به خصوص اينكه در سالهاي اوليه پيروزي انقلاب منافقان هم بيكار ننشستند و با ترور شخصيتهاي برجسته نظام سعي در تضعيف و فروپاشي اين انقلاب داشتند و پس از چندي نيز جنگي ناخواسته بر ايران تحميل شد. جنگي ناعادلانه كه در آن همه سپاه كفر از سراسر جهان با پيشرفته ترين امكانات و تجهيزات نظامي در مقابل انقلابي كه هنوز چند ماهي از تولد آن نگذشته بود قد علم كردند. اما به ياري خداوند بزرگ و رهبري آگاهانه و مدبرانه حضرت امام و با فداكاري و از جان گذشتگي جوانان برومند اين مرز و بوم انقلاب همچنان پا بر جا و پرصلابت تر از گذشته شد. استكبار جهاني كه گمان نمي كرد اين انقلاب با اين همه مشكلات عديده بخصوص جنگ بتواند پايدار بماند با بهره گيري از ابزار تبليغات و رسانه دست به كار شد و سعي كرد با انعكاس اخبار دروغ اذهان مردم را نسبت به حضرت امام و انقلاب اسلامي ايران مشوش سازد و امام و ملت را نه آنگونه كه هستند بلكه آنگونه كه خو مي خواهند به دنيا معرفي سازند و در اين راه هم از هيچ تلاشي فروگذار نكردند. غافل از اينكه خورشيد وجود امام و انقلاب ايران فروزان تر از آن است كه بتوان آن را پشت ابرهاي ظلمت پنهان ساخت .

باوجود تمام اين تبليغات منفي باز هم افراد بسيار بودند كه توانستند با حضرت امام ارتباط دوستانه اي برقرار كنند و به ايشان نه فقط به عنوان يك رهبر ديني بلكه به عنوان يك دوست پدر و راهنما ابراز ارادت نمايند و يا از ايشان درخواست كمك كنند. در اين ميان ارتباط ساده و پاك جوانان باوجود فرسنگها فاصله از حضرت امام و با اينكه هرگز ايشان را از نزديك نديده و يا با ايشان صحبتي نكرده بودند بيش از همه انسان را متحير مي سازد.

اينها همه نشان از شخصيت بي نظير و جهاني حضرت امام و تاثير گفتار و رفتار ايشان بر دلهاي انسانهاي حقيقت جو در سراسر جهان دارد تاثيري كه نه با اختلاف سن نه دوري مسافت نه تبليغات منفي و نه با هيچ چيز ديگري قابل خنثي شدن نيست . حضرت امام نه بر يك كشور كه بر دلهاي همه انسانهاي حق طلب در سراسر دنيا حكومت مي كردند.

نامه اي براي تولد امام

به يك پدر بزرگ عزيز

خداوند از آسمان بر شما رحمت فرستد از شما خشنود باشد

پروردگار به شما سلامت و سعادت عنايت فرمايد

با عشق خود شما را محصور نمايد

و با اميد به اينكه اطمينان يابيد دست او همواره به همراه شماست .

امروز و هر روز

اين دعاي خاص من است .

تولد شما مبارك !

« روث و تروث » از آمريكا

پدر عزيزم !

ممكن است كه شما از اين نامه شگفت زده شويد. من دختري علاقه مند به فرهنگ اسلامي هستم . من دوستان ايراني بسياري دارم كه در مايسور زندگي مي كنند. من متوجه شرايط بد ايران شده ام و احساس مي كنم كه از شاه متنفر هستم .

پدر! دوستانم تمام چيزها را در خصوص زندگي شما به من گفتند و اينكه شاه چگونه پسر شما را كشت . دراين خصوص احساس ناراحتي و تاسف مي كنم . من اين نامه را مي نويسم چون مي خواهم چيزي به شما بگويم من شما را به عنوان پدر خود محسوب مي كنم . من دختر يتيمي هستم . اخيرا يك مسلمان شيعه شده ام و مشغول انجام تمامي آداب آن هستم . آنچه كه از شما مي خواهم اين است كه :

پدر! مرا دختر خود محسوب كنيد و دو سطر را با دستخط خود برايم بنويسيد. دوستانم گفتند كه شما براي هيچ كس نمي نويسيد اما من گفتم كه شما خواهيد نوشت . پس پدر! برايم بنويسيد.

دفعه بعد خواهيد ديد كه من براي شما نامه اي فقط به زبان فارسي خواهم نوشت . يكي از عكس هايتان را براي من امضا كرده و بفرستيد. پدرجان !فكر نكنيد كه از شما خواهش مي كنم بلكه من عاجزانه از شما تقاضا مي كنم . من آماده هستم تا زندگي خود را به هر نحوي كه براي شما سودمند باشد فدا كنم .

خواهش مي كنم پدر! به شما اميد دارم

ل .ن

از هند 12 دسامبر 1978